سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

255

تاريخ ايران ( فارسى )

جنگ ماراتن 490 قبل از ميلاد قائدين سپاه ايران عوض اينكه آتن را منظور نظر اصلى قرار دهند اوقات عزيز و تمام قوهء خود را به مصرف امر جزئى رسانيدند و دشمن اصلى را غضبناك و متحد ساختند . در اين ضمن هيپ‌پياس بايرانيها ملحق شده رأى داد كه خوبست به اطراف خليج ماراتن روند و آن در اتيك و تقريبا در بيست ميلى شمال شرقى آتن واقع است ، اين رأى هم صائب بود زيرا كه خليج مزبور براى توقف سفاين ( ناوها ) بسيار مناسب و نزديك اگر و پول يعنى ارگ آتن نيز بود و هيپ‌پياس اميد داشت كه طرفدارانش بتوانند ارگ را متصرف شوند و محل نامبرده اين مزيت را هم داشت كه براى حركات سواران بىمناسب نبود . اما اتفاقا در اينموقع هيچكس بطرفدارى هيپ‌پياس در آتن قيام نكرد و نه هزار تن سپاهيان آتنى كه قبل از جنگ يك هزار تن از مردم پلاته نيز بايشان ملحق شده بودند بدون مزاحم و معارض به حركت آمدند و براى كارزار حاضر شده باستقبال مهاجمين رفته در محل مناسبى در اراضى ناهموار از ناحيه‌اى كه راه بدرون خشكى داشت قرار گرفتند و منتظر رسيدن كمك از اسپارت شدند ، ليكن اسپارتيان بعذر غيرموجه كه ما براى اقدام بجنگ بايد منتظر نيمهء ماه قمرى شويم درآمدن تأخير كردند . در حقيقت سفاهت اسپارتيان در اين موقع باريك بىنظير بود و محتمل است كه تربيت ناقص آن جماعت ايشان را از حسن تناسب و درك مناسبات محروم نموده بوده است . فريقين چندين روز روبروى يكديگر قرار گرفتند و بنابروايت هرودوت نظر بكثرت شمارهء پارسيان كه ظاهرا بين چهل و پنجاه هزار تن بودند يونانيان بكنكاش درآمدند كه آيا جايز است حال تعرض اختيار كنند يا بايد منتظر حملهء دشمن شوند . رؤساى سپاه ده نفر بودند و بطور تساوى دو دسته شدند ، يعنى پنج نفر موافق و پنجنفر مخالف گرديدند . اما ميلتياد كه ايرانيها را خوب ميشناخت رئيس كل و ساير همكاران را متقاعد كرد كه اقدام بتعرض اهميت تامه دارد و ظاهر آنست كه فرماندهى را هم به او واگذار كرده بودند تا نقشهء خود را بموقع اجرا بگذارد ، طرح جنگى او اين بود كه